فاطمه « رضی الله عنها» وفات یا شهادت

🔷 ‌داستان وفات و بیماری فاطمه رضی الله عنها

يكي از نشانه‌هاي وجود رابطه‌ي محكم و استوار بين ابوبكر و سيده فاطمه ‌اين است كه در مدّت بيماري ايشان، اسماء بنت عميس همسر ابوبكراز او پرستاري مي‌كرد و تا آخرين نفس‌هاي عمر پر بركت فاطمه بالای سرش بود، در غسل و تجهيز وي مشاركت داشته ‌است و علي نيز از سيّده فاطمه پرستاري مي‌كرد و اسماء زن ابوبكر با او همكاري داشت، سيّده فاطمه در مورد چگونگي كفن و دفن و تشييع جنازه‌اش به ‌اسماء زن ابوبكر سفارش‌هايي نمود و اسماء نيز به سفارش‌هايش عمل كرد.
فاطمه به اسماء گفته بود: من ناپسند مي‌دانم كه روي جنازه‌ام نيز همانند مردان پارچه‌اي بياندازند كه ‌اعضاء و اندام مشخص مي‌شود! اسماء گفت: اي دختر رسول خدا آيا چيزي نشان بدهم كه در سرزمين حبشه ديده‌ام؟ سپس تعدادي از چوب‌هاي تر خرما را درخواست کرد و آن‌ها را به هم بافت، سپس پارچه روي آن انداخت، فاطمه كه ‌اين را ديد گفت: چقدر زيبا و خوب است؟! اینگونه مشخص مي‌شود كه ‌اين جنازه زن است، نه مرد! الاستيعاب: ۴/۳۷۸،
ابن عبدالبر روایت مي‌كند كه: فاطمه رضی الله عنها اولين زني بود كه در اسلام جنازه‌اش را پوشاندند و بعد از او جنازه‌ي زينب دختر جحش را پوشاندند.
بر خلاف آنچه گمان مي‌كنند، همواره ‌ابوبكر با علي رابطه داشت و احوال دختر رسول خدا ص را مي‌پرسيد و در هنگام بيماري فاطمه، علي نمازهاي پنجگانه را در مسجد مي‌خواند، بعد از نماز ابوبکر و عمر از او درباره‌ي احوال دختر رسول الله ص سؤال مي‌كردند، از طرفي همسرش اسماء بنت عميس جوياي احوال دختر رسول الله ص بود، چون پرستاري و اشراف بر بيماري و احوالش را به عهده داشت، در آن روزي كه فاطمه وفات یافت، گريه‌هاي مردان و زنان، مدينه را تكان داد و مردم همانند روز وفات رسول الله ص به وحشت افتاده بودند، ابوبكر و عمر نخستين كساني بودند كه به خانه‌ي علي آمدند و به ‌ايشان تسليّت گفتند و گفتند: اي ابوالحسن پيش از آمدن ما بر جنازه‌ي دختر رسول الله ص نماز نخوانی و فاطمه در شب سه شنبه، سوم ماه مبارک رمضان سال یازدهم هجری وفات یافت، ابن مالك بن جعفر بن محمد از پدرش و او از جدش علي بن حسين روايت مي‌كند كه: فاطمه بين مغرب و عشاء وفات یافت، ابوبكر، عمر، عثمان، زبير و عبدالرحمن بن عوف حاضر شدند، وقتي جنازه را گذاشتند كه نماز بخوانند، علي گفت: اي ابوبكر، برو جلو! ابوبكر گفت: اي ابوالحسن خودت برو، علي گفت: سوگند به خدا كسي غير از تو بر او نماز نخواهد خواند، لذا ابوبكر بر او نماز خواند و شبانه او را دفن كردند. در روايتي ديگر آمده که ‌ابوبكر بر او نماز خواند و چهار تكبير گفت .
و در روایت مسلم آمده که علی بر او نماز خواند و قول راجح همین است./واسلاماه

📚منابع :
الـمختصر من كتاب الموافقه

صحیح مسلم

نگا: رموز بیخودی، علامه اقبال لاهوری.

سایت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پست بعدی

شیخ الاسلام مایه فخر و ناز اهلسنت

چ بهمن ۲۹ , ۱۳۹۹
🔷 ‌داستان وفات و بیماری فاطمه رضی الله عنها يكي از نشانه‌هاي وجود رابطه‌ي محكم و استوار بين ابوبكر و سيده فاطمه ‌اين است كه در مدّت بيماري ايشان، اسماء بنت عميس همسر ابوبكراز او پرستاري مي‌كرد و تا آخرين نفس‌هاي عمر پر بركت فاطمه بالای سرش بود، در غسل […]